پریسا کبیری نژاد:

در مواجهه با شبکه های اجتماعی مخصوصاً شبکه اینستاگرام، با الگوهای عکس برداری از زندگی فردی روبه رو خواهیم شد.

الگوهای چون : عکس فرد در مهمانی ها و جشن ها، عکس از غذا، درخانه یا رستوران، سبک آرایش و پوشش تابع جریان مد حاکم فرهنگ جامعه ما و… باعث ساخت و ایجاد نگرش ها، باورها و ارزش ها و حتی رفتار افراد می شود. نتایج پژوهش های علمی بسیاری در بررسی رابطه این الگوهای رسانه و تصویر بدن یا عزت نفس بر جایگاه رسانه و شبکه های مجازی در شکل گیری نارضایتی از بدن و عزت نفس تأکید داشته اند. در دهه اخیر پرستیژ اجتماعی بسیار مهم شده است. ما دوست داریم که با وسایل و کالایی که مصرف می کنیم در چشم دیگران بدرخشیم. “با کلاس بودن” تعبیری عمومی از این وضعیت است. وقتی تحت تأثیر شبکه های اجتماعی هویت عمدتاً از طریق مصرف ساخته و پرداخته می شود، تعریف دیگران از فرد بر اساس آن چیزهایی است که مصرف می کند. براین اساس احساس شخصی افراد نسبت به خودشان مهم شده است و بسیاری دوست دارند که حس خوبی از خودشان داشته باشند، وقتی به خودشان نگاه می کنند اعتماد به نفس بگیرند و از ظاهر خودشان رضایت داشته باشند. بنابراین بیشتر افراد از سبک پوشش و آرایشی که احساس فقیر بودن را به آنان منتقل نکند، پیروی می کنند. حتی عموم مردم علی رغم جایگاه پایین اقتصادی اجتماعی، به سختی می پذیرند که جز فقرا هستند. اتفاق دیگری که در حال اتفاق افتادن است و برخی از آن بعنوان زیبایی شناختی شدن زندگی روزمره یاد می کنند. یعنی افراد در همه جا و همه چیز مانند لباس، غذا، چیدمان داخلی خانه، آرایش و… به دنبال معیارهای زیبایی شناختی هستند آنها دوست دارند حتی پاهایشان نیز زیبا به نظر آید، که معیارهای این زیبایی شناختی به شدت تحت تأثیر شبکه های مجازی است. این قضیه در مورد زنان با شدت بیشتری خودش را نشان می دهد. وقتی فرصت های اجتماعی و توزیع فرصت های شغلی زنان و مردان ناعادلانه باشد و از طرفی شرایط فرهنگی عملاً مردسالار در کل باعث خشونت پنهان علی زنان اعمال شود، وضعیت مطلوب آن است که روح حاکم بر کلیه قوانین جامعه، معطوف به عدالت جنسیتی باشد و زنان جامعه درگیری های مهمتری چون رشد و بالندگی فکری و شخصیتی، تلاش برای خودشناسی و عزت نفس بالا و تلاش سازنده برای رشد اجتماعی اقتصادی و فردی داشته باشند. اما وقتی شرایط چنین نباشد یگانه راه دیده شدن و کسب حداقل عزت نفس ممکن را، دیده شدن به وسیله بدن می دانند و تمام انرژی و تمرکز صرف همین می شود. با توجه به فرهنگ مصرفی و توسعه فناوری های جدید، در جوامعی که به صورت جنسیتی شکل گرفته اند، میزان توجه افراد به بدن در میان دو جنس متفاوت است و انتظارات متفاوت از دو جنس وجود دارد و انتظارات اجتماعی مرتبط با بدن درباره زنان بیشتر و جدی تر است. در چنین وضعیتی به نظر می رسد بدن و آراستگی ظاهر برای زنان در مقایسه با مردان، اهمیت بیشتری داشته و در نتیجه زنان نسبت به مردان تحت فشار بیشتری برای توجه به بدن و ظاهر فیزیکی و همچنین انطباق با ایده آل های زیبایی هستند. از یک سودر جامعه، فرصت های اجتماعی زنان مانند اشتغال و موقعیت ازدواج و قدرت اجتماعی متأثر از زیبایی آنها بوده و احساس زیبایی یا کمبود آن یک واقعیت مهم برای پنداشت از خود زنان می شود. همچنین از دیدگاهی زیبایی یک قدرت محسوب شده و یک ابزاری برای اعمال قدرت زنان تلقی می شود. لذا استفاده از این قدرت به مثابه فراهم کردن فرصت هایی برای زندگی بهتر نگریسته می شود. به همین علت زنان پول و زمان و انرژی زیادی صرف می کنند تا ظاهر خود را از طریق مختلف به شکل آرمانی که شبکه های مجازی معیارهایش را تعیین می کنند، درآورند. آرایش کردن و استفاده از جواهرآلات از زمان های دور به منظور رسیدن به این هدف کاربرد داشته است. بنابریان آرایش خاص جوامع مدرن نبوده و از ابتدا برای انسان وجود داشته است اما برخلاف گذشته آرایش امروزه در جوامع سنتی ما به نیازی ضروری در میان اکثر زنان و دختران غالباً جوان تبدیل شده، طوری که بعنوان یک نیاز اجتماعی است که گاهی نیاز به زیبایی از آنجا نشات می گیرد. امروزه رسانه ها به ما می گویند که ظاهر ما چگونه باید باشد. با تحلیل محتوای شبکه های مجازی و رسانه ها می توان دریافت که یک شکل استانداری از بدن و سبک زندگی زنان در این رسانه ها به تصویر کشیده می شود. پژوهش ها پیش بینی کننده تمایل روز افزون زنان بیننده با داشتن سبک آرایش و پوشش حتی داشتن بدن های ارائه شده در رسانه ها است. تصویر بدن و سبک آرایش و پوشش طی فرایند مقایسه با تصاویر رسانه ای شکل گرفته و تقویت می شود. فستینگر بین دو نوع مقایسه اجتماعی تمایز قائل می شود: مقایسه رو به پایین و مقایسه رو بالا. مقایسه رو به پایین زمانی انجام می شود که فرد خود را با شخصی مقایسه می کند که وضعیت بدتری نسبت به خود دارد.

در چنین شرایطی فرد عزت نفس بیشتری کسب کرده و نمایش می دهد و از میزان نارضایتی و ناکامی او کاسته می شود و زمانی که فرد خود را با افرادی مقایسه می کند که از خود او بالاتر هستند یا به نظر او بالاتر می آیند، احساس افسردگی و ناکامی در او تشدید می شود و احساس ارزشمندی او کاهش می یابد. در چنین وضعیتی فرد برای کاهش فشار ناشی از ناهمگونی با دیگران مواضع مختلفی اتخاذ می کند. ابتدا ممکن است تغییراتی را در موضع و موقعیت خود پدید آورد و خود را با دیگران همنوا و همساز کند که در جامعه ما این عمل به وفور در حال رخ دادن است. سپس فرد تلاش می کند دیگران را به خود نزدیک کند و آنها را تغییر دهد. سوم ممکن است مقایسه خود با اعضای گروه را متوقف کرده و گروه را ترک کند و موقعیت جدیدی برای مقایسه و ارزیابی خود پیدا کند. نظریه مقایسه اجتماعی همچنین بیان می دارد که افراد معمولاً برای مقایسه خود با دیگری، مقایسه رو به بالا انجام می دهد. امروزه با توجه به سهولت مشاهده تصاویر ارائه شده در رسانه هاف برای بسیاری از افراد به منابع اجتماعی مقایسه تبدیل شده اند. از آنجا که این تصاویر معمولاً زیبا و جذاب ارائه می شوند با توجه به این نظریه، ظاهراً افراد و بخصوص زنان در مواجهه با این تصاویر رسانه ای مقایسه رو بالایی انجام دهند که این مقایسه تأثیراتی را بر عزت نفس، تصویر از بدن و سبک و میزان آرایش و پوشش به دنبال دارد.
پژوهش ها نشان دادند که مقایسه با گروه هایی که فرد بالاتر هستند و همچنین جذابیت زیادی دارند با افزایش اضطراب و پریشانی و کاهش عزت نفس فرد است. چون تصاویر شبکه های اجتماعی بیش از حد ایده آل نشان داده می شود به طور خود به خود مقایسه اجتماعی با این تصاویر نوعی احساس منفی آسیب گونه برای زنان به همراه دارد. افرادی که در معرض تماشای چنین تصاویر استانداردی شده ای از زیبایی و سبک آرایش و پوشش قرار می گیرند، احساس بسیار منفی و نارضایتی از بدن را تجربه می کنند که البته، این نتایج به واسطه مقایسه اجتماعی حاصل می شود. زنانی که بین تصاویر تبلیغاتی ارائه شده و بدن خود، کمبودی ملاحظه کنند میزان نارضایتی از بدن آنها بسیار بالا می رود. افراد برای بالا بردن میزان رضایت از تصویر بدن به سمت استفاده از لوازم آرایش ، عمل های جراحی و مدهای غالب لباس کشیده می شوند که می تواند تا اندازه ای در جهت بهبود ظاهر عمل کند
توجه به ظاهر، زیبایی و بدن و تأکید بیش از حد آن در رسانه ها، برای زنان و دختران که هم به عنوان جزئی از نیروی فعال جامعه و هم به عنوان پرورش دهندگان نسل آینده در جامعه نقش ایفا می کنند، می تواند به طرق مختلف مسأله ساز شده و به جای آنکه توجه آنها را به فعالیت هایی متمرکز کند که می تواند هم برای جامعه و هم برای خود انها سازنده باشد، بخش زیادی از اندیشه انها را به خود معطوف داشته و حتی ممکن است در کارکردهای اجتماعی آنها اخلال ایجاد کرده و به کند شدن روند رشد و تعالی آنها صدمه بزند. بنابراین بهتر است فرهنگ جامعه و به تبع آن افراد جامعه به سمتی سوق یابند که با افزایش عزت نفس در سایه خود شناسی به باوری برسند که هویت آنها چیزی غیر از جسم و جنس درجه دوم بودن است. برای این امر ابتدا باید تصور زن از خودش بعنوان جنس درجه دوم بودن، در جامعه سنتی تغییر کند. تا زن در مقام یک انسان برای رشد و تعالی فکری و شخصیتی خود تلاش کند و خودش را در جامعه با عزت نفس بالا و اعتماد به نفس و خودپنداره مثبت باز تعریف کند، و این امر در سایه آگاهی و زدودن غبار جهل تحقق پیدا می کند.