▫️نماینده‌ات کیست؟

 به قلم ارشاک_رئوف_گنبدی

در هر دوره انتخابات، چند ماهی مانده به موعد برگزاری، گویی نفس مسیحا در شهر میدمند؛ چرا که مُردگانی را میبینیم که زنده شده‌اند! مُرده‌هایی که پس از ۴ سال، چون زامبی ها به راه میفتند و به هر کسی که میرسند، گازش میگیرند تا نهایتا به قیمت انتشار انواع ویروس‌های قومگرایی، تزویر و ریا، و با هزینه‌های هنگفتی که با آن میشود یک فیلم هالیوودی در مورد همین زامبی‌ها ساخت؛ شهر را آلوده میکنند؛ تا مگر به اهدافشان برسند.

به کوچه‌های محروم میروند و وعده رفاه، شغل و آسفالت و پارک و کتابخانه و ازدواج آسان میدهند.
در سالن‌های برنامه‌های هنری و فرهنگی میتوانید آنها را در ردیف جلو ببینید و در مراسم خاکسپاری و ترحیم نیز به وفور قابل مشاهده میباشند.
همین زامبی‌ها، تا قبل از این موعد، حتی شماره فعالین شهر را از روی موبایلشان پاک میکنند تا مبادا کسی بگوید با فلان فعال در ارتباط هستی! اما در این ایام، چنان این فعالان بدبخت را در مراسمات مختلف در آغوش میگیرند که هیچ عاشق دلباخته‌ای اینگونه معشوق را به آغوشش دعوت نمیکند!

اما به راستی یک نماینده در مجلس و یا شورا چقدر میتواند برای جامعه کُردی ارومیه مفید واقع گردد؟
سابقه نشان داده است که نمایندگان بالقوه و بالفعل، اساسا آنجا هستند یا میخواهند باشند که فقط باشند و همین!

این وسط اگر دیدید نمایندگان عزیز از مستاجری قبل از نمایندگی، تبدیل به شاسی بلند سوارهایی شدند که خودروی لاکچریشان، فقط خیابانهای بالاشهر را بلد است؛ تعجب نکنید!
در این شهرِ عجایب، اما نمایندگان دیگری هم هستند که هر کدامشان بسیار بیشتر از این هنردوستان، فرهنگ خواهان و دلسوزان دوره‌ای کار میکنند؛ عرق میریزند و تلاش مینمایند.

میخواهم تعدادی از این نمایندگان واقعی را به شما معرفی کنم!

سالهاست که جوانان و فعالان حوزه‌های ادبی، هنری، فرهنگی و مدنی ارومیه تقریبا شب و روز کار میکنند در حالی که هیچ وقت برای ردیف اول مراسم‌ها سر و دست نشکسته‌اند.

باور کنید کاری که دو گروه رقص کُردی ارومیه (ارومیه گووَند و دیلان ارومیه) در معرفی فرهنگ و هنر این شهر در سطح کشور و کشورهای دیگر انجام داده‌اند؛ هیچ نماینده‌ای انجام نداده است. آنها اتومبیل شاسی بلند ندارند و شاید حتی در تهیه هزینه سفرشان برای اجرای برنامه نیز دچار مشکل باشند؛ اما با عشق به تاریخ و هنر مردمشان، تلاش مینمایند و میروند تا معرف فرهنگ ما باشند. آنها توانسته‌اند علاوه بر این، بسیاری از رقص‌های نیمه مُرده این مردم را زنده کنند. آنها نماینده ما هستند!

بسیاری از دلسوزان زبان مادریمان که بیم آن میرود تا در هرج و مرج قرن ۲۱ و بمباران رسانه‌ای آن برای همیشه به فراموشی سپرده شود؛ از شب و روزشان میزنند، از تعطیلات و دلخوشی‌هایشان میزنند و سیاهی دالانهای تنگ این راه دشوار را به جان میخرند تا اگر خودشان مُردند، زبان این مردم نمیرد! آنها یاد میگیرند و یاد میدهند؛ کتاب و شعر و رمان مینویسند و ترجمه میکنند. هر برگ از این کتابها و هر سطری از نوشته‌هایشان در فضای مجازی، و هر شعری که با عشق سروده شده، یادگارهای زرینی هستند که در تاریخ این مردم ثبت خواهند شد. آنها نمایندگان ما هستند!

گروههای طنز کُردی که با نامهای مختلف و با کمترین امکانات، بدون اینکه انتظار فروش محصولاتشان را داشته باشند؛ انیمیشن و فیلم و دوبلاژ تولید میکنند، تا به بهانه لبخندی که بر لب میاورند، چراغی را در این خانه متروکه روشن نمایند، قابل تقدیرند‌. زهر خندهای بتول تغشوش و متلک‌های الیاس رَبَن و ناصر دوبله کُردی، همگی شوک الکتریکی بود بر بدن نیمه جان جامعه تا ضربان را به این جسم در کُما رفته برگرداند. آنها نمایندگان ما هستند!

زبان قاصر است از وصف تلاش آنها که سالن‌های مرده تئاتر شهر را زنده کردند! آنهم با زبان کُردی. نویسندگان، کارگردانان و بازیگران تئاتر در این چند سال، راهی چندصد ساله را رفتند. گروههای تئاتر شهرمان توانستند، حتی در بیرون از این شهر و خارج کشور، معرف هنرمان باشند. آنها در صحنه خاک خوردند؛ تارهای صوتی حنجره‌شان و حرکات دست و پایشان و قلمشان هر کدام نماینده‌ای بوده که رستاخیزی برای هنر مردم این شهر رقم زدند. آنها نمایندگان ما هستند!

گروههای موسیقی، دنگبیژها، خوانندگان، موسیقی دانان و صفحات مجازی هنری در این زمینه‌ها، هر کدام گامی مقدس برداشته‌اند تا بتوانند دین خود را به فرهنگ و هنرشان ادا کنند. آنها نمایندگان ما هستند!

جوانان ورزشکار در فوتبال و کوهنوردی و.. با نامهای زیبای کُردی مانند نوژین، نوشان، ئه‌ورین، بینار و.. بسیار بیشتر از نمایندگان، برای سلامت اجتماع و ایجاد فضای سالم برای جوانان تلاش کردند. آنها نمایندگان ما هستند .


عده‌ای با کمترین امکانات، به صورت مستمر، و نه مانند نمایندگان، چهارسال یکبار، راه کوچه های محروم شهر و روستاها را در پیش گرفتند؛ برای کودکان دفتر و قلم و پوشاک و برای بی سرپناهان، خانه و سرپناه فراهم نمودند. سرپرست شدند برای بی سرپرستان و خنده را بر چهره‌هایی که سالها بود، با این حس غریبه شده بودند؛ نشاندند. آنها نمایندگان ما هستند!

بودند و هستند کسانی که از اندک فضای موجود در مجازی، استفاده نموده؛ خبرهای بد و خوب مردم را به گوش همه رساندند. گاهی دوربین به دست گرفتند و تصاویر زیبایی از تئاتر و کنسرت و فستیوالها ثبت نمودند؛ گاهی در کوچه‌های محروم گشتند تا دردِ دردمندی را شاید به گوشهای سنگین مسئولین برسانند و گاهی در دل تاریخ شیرجه زدند تا صفحاتی از تاریخ پر درد این مردم را یاد آوری نمیاند تا شاید تاریخ بدبختیهایشان تکرار نشود. آنها جنگیدند با تبعیض، با قومگرایی و با فراموشی. آنها نمایندگان ما هستند!

بی نام و نشانهایی نیز بودند که همیشه در کنار این فعالین بودند و از سرمایه و وقت و انرژیشان هزینه کردند تا شاید قسمتی از دینشان به مردم را ادا نمایند. آنها نه دنبال کرسی مجلس و شورا بودند و نه در پی شهرت. آنها نمایندگان ما هستند!

دنبال نماینده هستید؟ مسلما نمایندگانتان را در ستادهای پر زرق و برقی که هزینه اداره هر کدامشان بسیار بیشتر از حقوقی است که در صورت انتخابشان، خواهند گرفت؛ نخواهید یافت!

وظایف یک نماینده شورا و مجلس مشخص است؛ از آنها وظایفشان را طلب کنید. اگر در انجامش ناتوان بودند؛ فریب شعارهایشان را نخورید؛ شعارهایی که قطعا خدمت به فرهنگ و هنر و زبان در صدرشان است. شعارهایی که معمولا در محلات فقیر فریاد زده میشوند و امید زندگی بهتر را به مردم این محلات میدهند.
در آستانه انتخابات، به آنها بفهمانید که این آنها هستند که محتاج ما هستند. آنهایی که در چارچوب تعیین شده وظایفشان خدمت میکنند، قطعا از آنهایی که فقط با وعده و وعید و شعارهای پوپولیستی قصد صید آرا، آنهم با تورهای کهنه عوامفریبی را دارند؛ حسابشان جداست.