عده ای معدود از جان «تراکتور» چه می خواهند؟!

محمد علی بهمنی قاجار: هدف مشخص است تمام مظاهر ایرانیت در آذربایجان باید به نفع ترکیه عثمانی محو و نابود شود. در این میان، عده ای معدود به دنبال سو استفاده و تبدیل «تراکتور» این باشگاه دیرپای فوتبال ایران که روزگاری نه چندان دور و در زمان مربی گری آن پیرمرد اخلاق گرای رومانیایی “واسیلی گوجا ” ، مکتب ورزش و اخلاق بود و از دل آن قهرمانان ملی چون کریم باقری بیرون آمدند ، به سرمنشایی برای ابراز تظاهرات ایران ستیزانه است

محمد علی بهمنی قاجار: روزنامه ینی شفق چاپ ترکیه ، ساعاتی پس از بازی تراکتور سازی تبریز و استقلال تهران نوشت که ۱۲۰ هزار نفر در ورزشگاه تبریز شعار جانم فدای ترکیه سر دادند ، کمی پیش از آن و در زمان بازی ، گزارشگر شبکه تلویزیونی سهند، در ضمن گزارش بازی گفت که تماشاگران حاضر در ورزشگاه یک برابر و نیم ظرفیت مجاز هستند (درست معادل جمعیت ادعایی ینی شفق). هم زمان کانال های قوم گرا و تجزیه طلب نیز تصاویری از ابراز حمایت تعداد معدوی از تماشاگران با تجاوز نظامی ترکیه به سوریه را در کنار بنری تهدید آمیز پخش کردند که نوشته بود انتخاب با شماست یوگسلاوی یا چکسلواکی؟ یعنی تجزیه ایران سرنوشت محتومی است که یا از طریق یوگسلاویزه شدن یا چکسلواکی محقق خواهد شد .

اکنون دیگر پرده ها بیش از پیش کنار رفته است ، موضوع نه تبعیض است و نه گلایه از تحقیر و توهین و …. موضوع سو استفاده ترکیه و جمهوری باکو از برخی حواشی در ایران و تبدیل آذری ها به اقلیت ملی است. اقلیت ملی به گروهی از مردمان گفته می شود که با سایر مردم کشور خود هم به طور عینی و هم ذهنی متمایز بوده و در مقابل به ملت و کشور دیگری خارج از مرزهای کشور متبوع خود تعلق دارند . بدین ترتیب که برای نمونه مردمی از جنبه واقعیت های عینی چون : تاریخ ، فرهنگ ، آداب و سنن و رسوم و زبان و مذهب با سایر مردم کشوری که در قلمرو آن زندگی می کنند متمایز بوده و از منظر ذهنی نیز خود را جدا از آنان حس می نمایند و در مقابل با مردم کشوری دیگر دارای اشتراکات پررنگ زبانی و مذهبی و فرهنگی بوده و در نگرش ذهنی نیز خود را جزیی از آنان می دانند.

پان ترکیسم از دیرباز این ادعا را داشته که ترک زبانان ایران ، جزیی از وطن بزرگ ترک بوده و در ایران تحت ستم به سر می برند . اما این ادعا از سوی آذری های ایران هماره مورد تمسخر قرار گرفته است. آذری ها هم از منظر عینی به دلیل اشتراکات عمیق فرهنگی و مذهبی و حتی زبانی که در باور به مذهب شیعه ، نقش محوری در ساخت ایران معاصر از دوره صفوی به بعد و سپس مشروطه ، گذشته تاریخی مشترک و پیوندهای عمیق اقتصادی و اجتماعی و عاطفی و خانوادگی و غذا و آداب و رسوم و نوروز و سال و تقویم یگانه تبلور یافته است ، ایرانی هستند و هم خودشان تردیدی در هویت ایرانی خود نداشته اند . بزرگان آذربایجان نیز در برابر اندیشه پان ترکیسم ایستاده و آن را رد کرده اند . با این وجود در دنیای پس از جنگ سرد و سقوط اتحاد جماهیر شوروی ، بار دیگر اندیشه پان ترکیسم در صدد یورش به ایران برآمده است . در این راستا هدف مشخص پان ترکیسم ، ایرانی زدایی از آذربایجان و تبدیل آذری های ایران به اقلیت ملی بوده است. از این رو ، تمام ابعاد عینی و ذهنی که منجر به حس ایرانی در میان مردم آذربایجان می شده است مورد هدف و حمله قرار گرفته است. مذهب شیعه در کانون این یورش خزنده قرار دارد، نفی و انکار نقش ملی و تاریخ ساز صفویه و تاکید بر اخوانی گری و عثمانی گری ،ویژگی شیعی آذربایجان را کمرنگ می سازد و آنان را در زیر سپهر اندیشه های اخوانی و در چتر پان عثمانیزم قرار می دهد . هجمه و ابراز نفرت علیه زبان فارسی، این زبان را از نقش محوری اش در فرهنگ و ادبیات آذربایجان دور می سازد . اما پان ترک ها به حمله به مذهب و زبان اکتفا نکرده اند آنان هرچه که به آذری ها و سایر ایرانیان یگانگی می بخشیده است را مورد هجمه و حمله قرار داده اند . روزی نوروز را عیدی ترکی دانسته و ایل بایرامی می دانند و در صدد سانسور نام نوروز برمیایند، روزی دیگر به مفاخر آذربایجان ناسزا گفته و یا آنان را چون بابک و شاه اسماعیل مصادره به مطلوب می نمایند. نقش مخرب و متجاوز عثمانی در تاریخ ایران را مخفی ساخته ، عثمانی را که خود سازنده و محرک اسماعیل آقا سمیتقو در آشوب در ایران بود را نجات بخش آذربایجان در جنگ جهانی اول قلمداد می نمایند . با ابراز تعلق به هرچه رنگ و بوی ایرانی دارد از کورش کبیر گرفته تا خلیج فارس به زننده ترین نحوه ای برخورد می گردد ، ادعا می شود که ایران کشوری جعلی و تازه تاسیس است و مفاهیمی چون آذربایجان جنوبی و شمالی ابداع می گردد حتی به املای آذربایجان نیز رحم نمی شود و رسم الخط آن به شیوه ترکیه عثمانی به آزربایجان مبدل می شود .

خلاصه هدف مشخص است تمام مظاهر ایرانیت در آذربایجان باید به نفع ترکیه عثمانی محو و نابود شود. در این میان، عده ای معدود به دنبال سو استفاده و تبدیل «تراکتور» این باشگاه دیرپای فوتبال ایران که روزگاری نه چندان دور و در زمان مربی گری آن پیرمرد اخلاق گرای رومانیایی “واسیلی گوجا ” ، مکتب ورزش و اخلاق بود و از دل آن قهرمانان ملی چون کریم باقری بیرون آمدند ، به سرمنشایی برای ابراز تظاهرات ایران ستیزانه است، برماست که در وهله نخست هدف طرف مقابل را بشناسیم ، او نه در پی زبان محلی است و نه حقوق فرهنگی می خواهد و نه مطالبه اش نفی تبعیض و برابری است ، طرف ما ایرانیان این جا در پی تبدیل آذری های ایران به اقلیتی ملی است که خود را ترکیه ای یا متعلق به جمهوری باکو بدانند و از هویت ایرانی خود بیگانه باشند . پس باید به هوش باشیم تا فرصت در دست است از ایجاد یک اقلیت ملی در ایران جلوگیری نماییم .