لزوم ایجاد بازنگری در سبک فرزند پروری در دوره خانه نشینی

0
12

در گفتگو با صومای نیوز اینگونه می گوید 

گفتگو با پریسا کبیری نژاد

لزوم ایجاد بازنگری در سبک فرزند پروری در دوره خانه نشینی
خانواده اولین و مهمترین نهاد در تاریخ و تمدن انسانی و مناسب ترین بستر فعلیت یافتن قابلیت ها و استعداد ها و توانایی های انسانی است. بخش اعظمی از ابعاد شخصیت افراد در خانواد شکل می گیرد. ازدواج و فرزندآوری در دنیای جدید یک انتخاب فردی است. اینکه بسیاری از آدم ها از نظر آماری ازدواج می کنند یا خود را در موقعیت پدر/مادری قرار می دهند دلیلی بر خوب یا بد بودن این پدیده ها نیست. زمانی که جوامع به تدریج از سنت ها فاصله می گیرند تصمیم های فردی پررنگ تر می شوند و اهمیت می یابند. در این شرایط طبیعتا اضطراب زندگی هم بیشتر می شود چون بار مسئولیت بر دوش فرد قرار می گیرد. البته نهادهای اجتماعی، محققان و کارشناسان با بحث های خود می توانند در تصمیم گیری به افراد کمک کنند.
دوره خانه نشینی ناشی از کرونا و روزهای متمادی در خانه ماندن و با فرزند یا فرزندان سر کردن چالش های برای والدین ایجاد کرده است که بار دیگر لزوم یافتن سبک فرزند پروری موثر احساس می شود. امروزه یکی از دغدغه های جاری والدین و روانشناسان، پرداختن به این نکته است که چگونه می توان فرزندانی را پرورش داد که سالم و شاداب و موفق بوده و مطابق با هنجارهای خانواده و اجتماعی رفتار نمایند، به عبارت دیگر سوال این است که برای داشتن فرزندانی با ویژگی های شخصیتی و اجتماعی سازش یافته تر چه باید کرد؟ برای یافتن جواب این سوال تحقیقات انجام گرفته در حوزه فرزند پروری، بر جنبه های فرزند پروری (سبک ها) متمرکز بوده اند. این در حالی است که جنبه های شناختی فرزند پروری مانند نگرش والدین به فرزند پروری، ارزش ها، اهداف و انتظارات والدینی از اهمیت به سزایی برخوردار بوده و به عبارتی شناخت ها، اهداف و انتظارات والدین در خصوص داشتن و تربیت یک فرزند خوب، تعیین خواهد کرد که والدین با چه شیوه هایی فرزندان خود را پرورش دهند. شناخت ها و باورها و سبک های فرزند پروری بین جوامع مختلف به تفاوت های فرهنگی در شناخت ها، ارز شهای تربیتی و معنای مولفه های فرزندپروری بر می گردد. به عبارت دیگر مولفه های خاص مانند کنترل، معانی مختلفی برای فرهنگ های مختلف دارد. بعنوان مثال در فرهنگی که فرمانبرداری، ادب و احترام و انجام نقش های خانوادگی مهم تلقی گردد، رفتارهای کودک به دقت زیر نظر گرفته می شود و نسبت به فرهنگ مدرن کنترل بیشتری اعمال می شود.
در جامعه ما همواره سبک های مختلف فرزندپروری از استبدادی پدرسالارانه گرفته تا روش فرزند سالاری در حال حاضر در بین خانواده ها تجربه شده است. نکته قابل توجه این است که متاسفانه بسیاری از والدین جامعه ما نمی دانند سبک درست برای تربیت فرزند چه سبکی است. بنابراین لازم است موضوع آموزش صحیح فرزندپروری نیز مانند برخی آزمایش های قبل ازدواج رایگان و در عین حال اجباری شود تا خانواده ها به اهمیت آموزش و همچنین یادگیری موثرترین سبک در این زمینه علاقه مند شوند تا به این دانش و آگاهی مجهز شوند. در گذشته و در خانواده های سنتی و در حال حاضر همچنان سبک فرزندپروری مستبدانه یا پدرسالارانه رایج است. در این الگو از نمایش قدرت استفاده می شود. بچه به شدت از سوی والدین کنترل و تصمیمات یک سویه از طرف آنها به فرزندان تحمیل می شود. در این سبک والدین برای پیشبرد اهداف از ترس استفاده می کنند. فرزندانی که با این سبک پرورش می یابند در بزرگسالی افرادی خشمگین، محتاط، منزوی و بدون اعتماد به نفس، بدون استقلال رای و با عزت نفس پایینی هستند که ما می توانیم نمونه های آن را در نسل های گذشته مشاهده کنیم. این افراد در برقراری ارتباط با دیگران دچار مشکل اند و عمدتا افرادی بدون مهارت اجتماعی و فردی هستند و آسیب پذیری آنها در برابر انواع مشکلات بیشتر است. اگرچه این سبک تربیتی بسیار قدیمی و در جوامع مدرن امروز منسوخ شده است اما امروز در برخی جوامع با بافت سنتی بخصوص در جامعه کُردی ما هنوز از این شیوه استفاده می شود و تمایلی هم به تغییر روش وجود ندارد. وقتی برخی از والدینی که خود قربانی سبک مستبدانه بودند و بخصوص در بین والدین تحصیل کرده که به غیرکاربردی بودن این شیوه پی بردند، نمی دانستند چه شیوه ای جایگزین این سبک است بنابراین روش آسان گیرانه یا فرزندسلاری را اعمال کردند. در این روش والدین به فرزندان خود محبت دارند اما هیچ توقع و مسولیتی از آنها ندارند، کنترل در این روش بسیار پایین اعمال می شود. چارچوب نظم و قانون و مقررات در خانه وجود ندارد. اصولا برای کنترل بچه ها از روش های ناکارامدی مانند امتیاز دادن استفاده می شود و در برابر بهانه جویی های فرزندان تسلیم می شوند و به طور کلی این نوع خانواده ها فرزند سالاری شدید حاکم است. تصور رایج برقراری رابطه دوستی بین والدین و کودک اشتباه است چرا که جایگاه والد باید جایگاهی راهنما کننده و یا مشاور باشد. بی مسولیتی و فرار از مشکلات مهم ترین آسیب این روش است. نباید والدین به تمام خواسته های بچه ها پاسخ دهند زیرا این بچه ها در بزرگسالی افرادی ناپخته، نسنجیده و بی مسولیت با قدرت تصمیم گیری بسیار پایین هستند که همیشه مضطرب و استرسی هستند چرا که امنیت در چارچوب نظم و قانون ایجاد می شود. ریشه بسیاری از آسیب های جامعه ما همین سبک تربیتی است که در بسیاری از خانواده ها و حتی خانواده های تحصیل کرده رایج است. به طوری که والدین تلاش دارند به هر طریقی به تمام نیازهای بچه های خود پاسخ مثبت دهند و در همین جهت انواع وسایل سرگرم کننده و کامپیوتری را برایشان تهیه می کنند وسایلی که هیچ کمکی به رشد شناختی و فکری آنها نمی کند.
بهترین و موثرترین سبک مقتدرانه است که در آن والدین پذیرای کودک هستند و روابط بین اعضای خانواده نزدیک و روش کنترل شیوه نظارتی و سازگارانه است. فرزندان استقلال مناسبی دارند و والدین در عین صمیمیت و محبت، اقتدار و قاطعیت خود را نیز دارند. در این روش اصولا با بچه ها توافق، گفتگو و همدلی می کنند و به جای رفتار های طرد کننده و تنبیه از تقویت کننده های مثبت و تشویق استفاده می شود و در محبت کردن دچار افرتط و تفریط نمی شوند. افراد با این سبک تربیتی در بزرگسالی افرادی مسولیت پذیر، دارای اعتماد به نفس و عزت نفس بالا، و از نظر روانی سالم هستند. خوشبختانه با آموزش خانواده می توانند با این سبک آشنا و آن را اعمال کنند. ضرورت آموزش این سبک در بین خانواده ها احساس می شود و مسولان نیز با تدوین راهکاری نظیر رایگان و اجباری کردند اموزش های فرزند پروری به والدین در این جهت کمک کنند.