همانطور که می‌بینی هرچند زبان مادری من ارمنی است، ولی نمی‌توانم به درستی این زبان را حرف بزنم. من ارمنی هستم، ولی یاران و همراهان من کُرد هستند.

0
35

«صدسالگی یک فریاد» تراژدی تلخ از زندگی ارامنه و کُردها

بانوی مترجم ارومیه‌ای در ادامه ترجمه‌های متنوع و موفق خود، این بار کتابی از زندگینامه هنرمند فقیدِ ارمنی کاراپت خاچو را به فارسی برگردانده است و معتقد است که ترجمه ارتباطی مستحکم میان ملت‌هایی که با زبان و فرهنگ یکدیگر آشنایی ندارند ایجاد می‌کند.
گفتگوی خبرنگار گروه رسانه‌ای ولات با سایمه خاکپور از پیشگامان عرصه ترجمه در شهر ارومیه را بخوانید.
۱. از او پرسیدم ترجمه‌های متعدد از کتاب‌های مختلف ادبی به شما چه انگیزه‌ای می‌دهد؟
سایمه خاکپور اینطور پاسخ داد: همانطور که می‌دانید آشنایی مخاطبان یک زبان با آثار ادبی بزرگ در زبان‌های دیگر به واسطه ترجمه اتفاق می‌افتد. مطالعه این آثار معمولا از این حیث که به خواننده در مورد ادبیات و فرهنگ زبان مبدأ وسعت دید می‌بخشد، شیرین و لذت‌بخش است و البته تأثیر قلم مترجم و مهارت او در انتقال مفاهیم کتاب زبان مبدأ، کمتر از خالق اثر نیست. ترجمه ارتباطی مستحکم میان ملت‌هایی که با زبان و فرهنگ یکدیگر آشنایی ندارند ایجاد می‌کند و برای من معرفی زبان و ادبیات کُردی به هموطنان غیر کُرد زبانم در درجه اول اهمیت قرار دارد.
۲. چرا کتاب صدسالگی یک فریاد را جهت ترجمه جدیدتان انتخاب کردید؟
صدسالگی یک فریاد زندگینامه هنرمند فقید ارمنی کاراپت خاچو می‌باشد که هر آنچه را که باید در تاریخ ثبت می‌شد و به نسل‌های بعدی انتقال می‌یافت را در خود گنجانده است. یعنی تاریخ، تاریخی که نوشته نشده، تاریخ شفاهی، تاریخی که با بیان آن، از فراموشی و نابودی نجات یافته و با مطرح کردن آن، دیگر به یک میراث ملی تبدیل شده است. کاراپت خاچو خود نیز دیگر جزئی از تاریخ شده است. او کسی است که قدرت آواره کننده‌گی و ویران کنندگی تاریخ را بهتر از هرکسی می‌داند. در کتاب صدسالگی یک فریاد، کاراپت خاچو سخن و ترانه‌هایی که با سرگذشت انسانی رقم خورده‌اند را با ابزارهای دنگبژی بازگو می‌نماید.
ارامنه و کُردها هموار در جوار هم می‌زیسته‌اند و پس از قتل‌عام بزرگ ارامنه، خانواده‌های بسیاری از کُردها به خانواده‌های آواره ارمنی کمک نمودند و گاها فرزندان آنان را به فرزندی قبول نمودند تا از کشته‌شدنشان جلوگیری کنند. کاراپت خاچو نیز خودش یکی از ارمنی‌هایی بود که کُردها به کمک او شتافتند و او نیز تا آخر عمرش با صدای دلنشینش ترانه‌های کُردی را در تاریخ این دو ملت ثبت نمود.
این کتاب ده‌ها قتل عام و آوارگی و تراژدی زندگی ارامنه و و کُردها را با تمام جزئیات در خود ثبت کرده است. می‌توان این کتاب را یکی از برگزیده‌ترین کتاب‌های تاریخ دانست.
۳- ویژگی‌های این کتاب چیست؟
پرداختن به هنر دنگ و دنگبژی و تاریخ آن و نحوه‌ی بازگویی وقایع از زبان دنگبژ که با مهارتی خاص وقایع تاریخی را با صدا و آوازی شیوا زنده نگاه داشته شده و در حافظه‌ها حک می‌گردد. حوادث بی‌شماری در ترانه‌های دنگبژی پنهان است که دنگبژ آنها را روایت می‌نماید. آنچه بیشتر اهمیت دارد این است که بیشتر تاریخ کُردها به صورت شفاهی و از طریق همین دنگبژها زنده نگه داشته شده است. بی‌شک کاراپت خاچو یکی از نامدارترین دنگبژهایی است که با سیستم سَر یا به بیانی دیگر صدای (حافظه) ترانه‌سرایی کرده است.
۴- بخشی از این کتاب را برای ما بازگو کنید؟
برای من همه بخش‌های این کتاب حتی کلمه به کلمه‌اش بسیار ارزشمند است، اینک می‌خواهم بخشی کوتاه از این کتاب را که دلم را به شدت به درد آورد، بازگو کنم:
۹۵ سال است که به زبان کُردی آواز می‌خوانم. برای کُردها می‌خوانم. در سرزمین کُردها پدر و مادرم را به قتل رساندند. آنها را جلوی چشمان برادر و خواهرهایم به قتل رساندند. پس از آن هم در مراسم بزرگان عشیره‌های کُرد حضور داشتم و برای آنها سال‌های طولانی آواز خواندم. شیخ سعید برای کُردها قیام کرد. رُما رَش (دولت عثمانی) شیخ سعید و یارانش را به دار آویخت و نابودشان کرد، برادر من! برای همین هم درد و غصه‌های من زیاد شدند. در سن ۲۵ سالگی، شبی به راه افتادم و به کردستان سوریه رفتم. در سوریه به دیدار کُردهای آنجا رفتم. در شهر قامشلو و حَسَکه ماندم. پسرم سِروپ در آنجا به دنیا آمد. در آنجا هم با کُردها رفیق شدم. با دنگبژهای آن منطقه دوست شدم. اکنون ۵۶ سال است که به ایروان آمده‌ام. باز هم برای کُردها و به زبان کُردی می‌خوانم. من در ایروان هستم ولی روح و فکر و دلم آنجاست، رفیق! همانطور که می‌بینی هرچند زبان مادری من ارمنی است، ولی نمی‌توانم به درستی این زبان را حرف بزنم. من ارمنی هستم، ولی یاران و همراهان من کُرد هستند.