طرح بحث هوش فرهنگی ناشی از نیاز های مختلف اجتماعی، فرهنگی، سیاسی و اقتصادی در ارومیه است

0
23

پرداختن به بحث هوش فرهنگی و هوش هیجانی به ویژه در شرایط فعلی را باید ناشی از نیازی دانست که مردم امروزی ارومیه با آن مواجه هستند.

پریسا کبیری نژاد

نیاز هرچه بیشتر به مدارای فرهنگی میان اقوام و ملیت های مختلف به سادگی قابل دستیابی نیست. بدبینی های میان قومیت های مختلف و بی اعتمادی های میان فرهنگ های گوناگون که ریشه های تاریخی و بلند مدت دارند پدیده های نیستند که بتوان به سادگی آنها را تعدیل کرد. طرح بحث هوش فرهنگی ناشی از نیاز های مختلف اجتماعی، فرهنگی، سیاسی و اقتصادی در ارومیه است. فعالیت های برخی گروه ها و رسانه های مختلف در جهت تخریب دیدگاه های فرهنگی متفاوت در جهت افزایش تنش و نزاع میان گروه های مختلف با هدف سودجویی و همچنین گرایش های قوم مرکزانه برخی مدیران و مسئولان شهری در ارتباط با سایر فرهنگ ها که می تواند به آتش افروزی میان ملت ها بیانجامد. چنین گرایشی به معنای  برتر دانستن یک فرهنگ بر فرهنگ دیگری است که دارای زمینه های تاریخی متفاوتی هستند که باعث می شود افراد و  گروه های اجتماعی در برابر پدیده هایی نظیر خودباختگی فرهنگی یا خودبرتربینی فرهنگی آسیب پذیر شوند.

انسان در مقام موجودی اجتماعی برای ادامه زندگی به ارتباط با دیگران نیاز دارد که از نظر فرهنگی با هم متفاوت اند. همچنین روند رو به رشد فناوری و افزایش الزامات جابه جای انسان ها با فرهنگ های مختلف ضرورت توجه به مقوله مدارای اجتماعی را بخصوص در ارومیه چند برابر می کند زیرا نفهمیدن دیگران با فرهنگ های مختلف ریشه بسیاری از معضلات امروزی در ابعاد اجتماعی، فرهنگی، سیاسی و اجتماعی است.به عقیده فلچر مدارا عملی است که به مردم اجازه می دهد عقاید یا ویژگی های دیگران را دوست نداشته باشند و یا حتی از آن متنفر باشند، اما به جنگ آزار دهنده علیه آنها اقدام ننمایند. امروزه در ارومیه مدارا اهمیت بسیار اساسی در زندگی اجتماعی دارد. زیرا بسیاری از تعصبات، بنیادگرایی ها، انکار فرهنگی و نزاع ها به نبود مدارا بین مردم مربوط می شود. توجه به این موضوع در ارومیه اهمیت فراوان دارد زیرا در این شهر تنوع قومی، فرهنگی و مذهبی و اختلاف منافع زیادی وجود دارد و تضارب این موارد، اجتناب تاپذیر است و پتانسیل این را دارد که اسباب ناامنی شهروندان را فراهم کند. مدارا توجه به دیگران تفاوت ها، تعامل مسالمت آمیز و تحمل  تفاوت ها با سایر فرهنگ ها و کشف زمینه های مشترک، پیش داوری نکردن، خویشتن داری اخلاقی، اشتیاق به آموختن از دیگران  و در کل فضیلتی  اجتماعی است که سبب همزیستی مسالمت آمیز می شود. براین اساس کتاب هوش فرهنگی و هیجانی برای بهبود روابط و همزیستی مسالمت آمیز و  به دنبال آن بستر سازی مناسب برای برنامه ریزی های اجتماعی  و کار آمدی بهتر آن و بالابردن سطح مدارای اجتماعی و کاهش منازعات فکری، عقیدتی و رفتاری، هوش فرهنگی و هیجانی را در کانون توجه قرار می دهد. گرچه پدیده جامعه چند فرهنگی ارومیه نسبتا کهن بوده و منشأ و تاریخ آن منحصر به فرد است، اهمیت آن در شرایط ویژه کنونی آشکار می شود و نقش تعاملات میان فرهنگی برجسته می شود.ارومیه ای که در آن زندگی می کنیم در مقایسه با شهر دهه های پیش واجد خصایصی شده که آن خصایص اقوام، ملیت ها، مذاهب، نژاد ها و زبان ها و به طور کلی فرهنگ ها و خرده فرهنگ های مختلف را هرچه بیشتر در مواجهه با یکدیگر قرار داده است. فضای تعاملی میان فرهنگی پدیده آمده برای برخی افراد و گروه های اجتماعی با افزایش درگیری ها و رقابت های منفی به جای مشارکت و همیاری سازنده همراه شده است. بهره گیری از هوش فرهنگی به دنبال آن است تا با خنثی کردن  قضاوت های ارزشی که اغلب تخریب گرند تا یاری کننده، به گونه ای هدفمند و با شناختی عینی به تعامل سازنده و اثربخش با افراد و گروه هایی با زمینه های فرهنگی متفاوت دست یابد. نقطه مقابل این رویکرد، قوم گرایی است که اگر گوش به زنگ نباشیم در ارومیه شدت خواهد گرفت. جیمز کلاس قوم گرایی را چنین تعربف می کند: قوم گرایی عبارت است از احساس تعلق به یک قوم و برتر دیدن خویش و احساس تضییع حقوق که منجر به تلاش برای کسب ار دست رفته ها می شود. به عبارتی قوم گرایی گرایش به درست دانستن رسوم و رفتارهای خود و غلط پنداشتن فرهنگ دیگران است. که این رگه ها در بین گروه هایی خاصی در ارومیه تقویت می شود که خود را فرهنگ غالب در ارومیه بپندارند. از دیدگاه اجتماعی-تحلیلی چنین نگرش هایی پیچیدگی و عدم اطمینان و تردید در محیط های اجتماعی در شهر رنگین کمان فرهنگ ها را پدید می آورند و توانایی شهروندان را محدود می کند که نتوانند با دیگران کنار بیایند. علاوه بر این نگرش های قوم گرایانه، احساساتی مانند تعصب، بدگمانی و عدم امنیت را شکل می دهند که منجر به انگیزه کمتر برای شکل گیری روابط با همکاران، سازگاری کمتر با محیط اجتماعی و علاقه شدیدتر به ناسازگاری می گردد. بنابراین نیاز به تعاملات مؤثر میان فرهنگی در صحنه ژئوپولتیک نیز بسیار آشکار است. حتی تصور می شود که منبع و ریشه تضاد میان انسان ها، ماهیتا و عمدتا فرهنگی است.

در دو نگاه خرد و کلان می توان به ابعاد گوناگونی از اهمیت پرداختن به بحث هوش فرهنگی دست یافت. در سطح خرد، تعاملات میان مردم یک محله، شهر و استان مد نظر است. محله ای متشکل از گروه های قومی مختلف  یا همسایگانی با زمینه های فرهنگی متفاوت به ویژه در شهرها و شهرک های جدید رو به گسترش اند. در شهرهای چون ارومیه همواره می توان گروه های مختلف اجتماعی با زمینه های تاریخی و فرهنگی متفاوت را مشاهده کرد. چنین وضعیتی در سطح استان با وضوح بیشتری خود را نمایان می کند. وجود اقوام مختلف با پیشینه های متفاوت به لحاظ مذهبی، گویش، پوشش و سایر هنجارهای اجتماعی می تواند فرصت یا تهدیدی برای توسعه و ابعاد مختلف آن تلقی شود.

در سطح کلان اهمیت پرداخنن به هوش فرهنگی خود را به طرز دیگری نمایان می کند. وجود ملت هایی با باورهای دینی متفاوت و بعضاً متضاد، با نژاد های گوناگون و زمینه های تاریخی متفاوت، همچنین بسترهای متفاوت فرهنگی و اجتماعی که کودکان و نوجوانان در آن رشد می کنند و پرورش می یابند از یک سو و گره خوردن سرنوشت کشورها به یکدیگر در دنیایی که هرچه بیشتر و در ابعاد مختلف تحت تاثیر پدیده جهانی شدن قرار گرفته، از سوی دیگر، نمی توان از برتری فرهنگی یک کشور در مقایسه با کشور دیگر در مقایسه با دیگر کشورها سخن گفت. تحقیقات علمی نشان می دهد که چگونه ترس از تفاوت های فرهنگی و تاکید بر عقاید قالبی در باره دیگران تخریب کننده است تا نقش مثبت هوش فرهنگی در دنیایی که محل برخورد تفاوت ها است ، نشان داده شود. با تاکید براینکه در جهان کنونی که درنورده شدن مرزها به امری عادی بدل شده است، هوش فرهنگی به استعدتد و مهارتی حیاتی برای مدیران تبدیل شده است.

راهکار برای بیرون رفتن از این مشکلات و انطباق با وضعیت چند فرهنگی این است که افراد از تنوع فرهنگی آگاه باشند و بتوانند تعاملی متناسب با سایر فرهنگ ها را در خود تقویت کنند و نسبت به وضعیت فرهنگی و نگرش دیگر تحمل بیشتری از خود نشان دهند. بنابرین  لازم است انسان ها درک کافی از وضعیت فرهنگ های مختلف داشته باشند و خود را با آنها وفق دهند. این نوع از توانایی انسان که می توان از آن به منزله شاخصی  برای سازگاری با محیط یاد کرد هوش فرهنگی نام دارد.